(ساقی یزدی)
متولد 1321 یزد

شاعر، آهنگساز و نوحه‌سرای برجسته  استان یزد
مراثی وی سالها مورداستفاده هیئتهای یزد بوده و تجربه همکاری با مرحوم حسین سعادتمند را نیز داشتند..
  ساقی از شاعران بااحساس یزد  با چشمان بسته زیبایی‌ها را به نظاره نشسته بود. وی در  آبان 1399  درسن 78 سالگی چشم از جهان فروبست.

"خاکستر گرم" عنوان مجموعه اشعار ایشان است  که اخیراً از سوی انتشارات نیکوروش یزد چاپ‌شده است. 


۱

 

روزی که سرنوشت جهان را نوشته‌اند

نامت به لوح این دل شیدا نوشته‌اند

 

ازبس مقدس است حدیث وکلام عشق

 کزاوبیان به گنبد خضرا نوشته‌اند

 

خواهی بقای خویش؟ به وادی عشق رو

 کاین جمله رابه لاله صحرا نوشته‌اند

 

هرکس که دیده صورت یوسف بریده دست

 بدنامیش به‌پای زلیخا نوشته‌اند

 

بر خاک رفتــــــگان بنشین وبگیرپند

پندی که بهر مردم دنیا نوشته‌اند

 

"ساقی "گرفت دست قضا چون قلم به کف

 غم‌ها و غصه‌ها همه برما نوشته‌اند

 

 

۲

ای عشق، گل و جوانه از توست 

در باغ دلم، نشانه از توست

بر جان سمندر و سر شمع       

این آتش پر زبانه از توست

مرغدل عاشقان نمیرد          

تا آبوهوا و دانه از توست

بر دفتر روزگار و هستی        

سبزی خط ترانه از توست

من سرد و به دستتوست خورشید  

گرمی دل و زمانه از توست



۳

 

مادرم گفت امروز

ماه اسفند رسید

چند روز دیگر ما نداریم به عید

آب این حوض لجن زا باید

تا شب عید کشید

ماهیان خسته شدند

همه سرگیجه گرفتند از این آب کثیف

و من از بوی گل نرگس در باغچه لذّت بردم

و یکی شاخه از آن را چیدم

مهری از راه رسید

و گل نرگس را من به دستش دادم

او چه لبخندی زد و تشکر میکرد

همه با دست ظریفی از مهر

شاخهای از گل را به یکی هدیه کنند

و من از هدیه یک شاخه گل فهمیدم

زندگی شیرین است ...