شاعر، مترجم ، پژوهشگر و نویسنده‌ی پرکارمیبدی ساکن لندن

  درزمینهٔ ی تاریخ و ادبیات ایران‌زمین ، ، برنده‌ی جایزه‌ی شعر والس ادبی

 

سرگذشت خود نوشت محمود کویر:

  زاده و بالیده بر مهربانی‌های کویر. بر میبد زیبا.

 اولاد قنات و خاک و انار و پسته

فرزند آب‌انبارها و بادگیرهای مهربان.

بالیده در نقش‌های جادویی سفال و زیلو.

 در دبستان‌ها و دبیرستان وها و دانشگاه‌های ایران درس خواندم .

دردبستان ها و دبیرستان‌ها و  دانشگاه‌های ایران درس دادم.

هنوز هم می‌خوانم. هنوز هم‌درس می‌دهم.

 سی‌وسه سال است که درس می‌دهم.

 و تازنده‌ام درس خواهم خواند.

 و درس خواهم داد!

راستی! پنجاه‌وهفت سال است که چشم بر زندگی و زیبایی گشوده‌ام.

 کتابشناسی - دفترهای شعر:

 •       پاییزان

•       گل بیزان

•       بر بوم تاریکی

•       ببار ای دف

•       توکا خانوم

•       باغ تماشا

•       بارانک خانوم

•       آزالیا

 کتاب‌های پژوهشی:

 •       بلوک میبد

•       نینوا

•       تاریخ طنز در ایران

•       جنبش‌های درویشان در ایران

•        زن در شاهنامه

•       ملانصرالدین

•       تاریخ تحولات اجتماعی در ایران در پنج جلد

•       بیست مقاله ( با شاهنامه)

•       بیست مقاله ( بنیادهای عرفان ایرانی)

 ترجمه:

 •       ترجمه ، بازخوانی و توضیح صد غزل از مولانا به انگلیسی ( با همراهی خانم بهیه شهید)

•       ترجمه اشعار سهراب سپهری.

 مقاله و رساله:

 صدها مقاله در شناخت:

 •       شاهنامه فردوسی .

•       ادبیات و عرفان ایران باستان.

•       عرفان ایرانی .

•       کودکان.

 نمایشنامه:

 •       شیلی بادبادک‌ها جوانه‌ها

•       خورشید زیتون دریا

•       خیابانی

•       دولت عشق

•       چهار نمایشنامه

•       غزیه تیارت صادق هدایت

•       یک‌مشت تاریکی

 از اوست :

۱

عروس کویر لوت

آی شهر پرستاره

شهر ماهتابی‌ام!

بى تو سبز بى بهار

بى توسرخ بى انار

سپید بى کبوترم.

آه! آی شهر آفتابی‌ام!

با توأم که آبی‌ام

کویر رنگ‌رنگ شادمانی‌ام.

 ۲

با تو سبز سبز پسته‌ام.

قنات پر ز قصه‌ام.

گل گل گلیم‌های بی‌قرار

کبود و سرخ و پرپرم.

هنوز مست راز باغ‌های سنجدم

هنوز چکه چکه‌های عشق

از کوه پیر سبز

می‌چکد در پیاله‌ی دلم.

 ۳

آن سبوهاى پر ز خنده

کوزه‌های آه

پله‌های بلند آب‌انبار

دختران شرم

پسران نگاه .

چه خنک، چه نجیبانه می‌گذشت

از سایه‌سار سابات هاى سار و چلچله

تابستان خیس مس .

 ۴

هنوز کاغذ بادهاى من

بر بال بام‌های کودکى

در خانقاه آسمان

سماع   می‌کنند.

 ۵

از کوچه‌باغ‌های باد و شن

با دفى از سپیده و گل‌های اطلسى

دارد گذر می‌کند

مادرم هنوز

  و من صدا می‌زنم

از میان گریه و نى:

  عروس کویر لوت!

خنیاگر سرودهاى خسروانی‌ام!

تو ایران من! ایران من!

  من ایرانی‌ام!

 ۶

پاییزان

 پاییز،

پادشاه رنگ.

پاییز،

کوبه‌ی کبود باد،

بر طبل سبز برگ.

پاییز رقص.

پاییز،

عریانی درخت،

در حجله‌گاه فصل.

آشوب ابرها.

باران مست مست.

پاییز،

فصل آفتاب،

اما چه مهربان،چه نازکانه، خنک، نجیب.

پاییز،

پسته‌ی خندان روزگار.

انار سرخ زندگی.

 

۷

 مادرم

باغ انار

بید بی‌قرار

پاییز بود، مادرم.

نسیم نقره ریز بود، مادرم.

خواهر خوش‌رنگ آه

ماه بود، مادرم.

ترس و گریز مار ا

پشت‌وپناه بود، مادرم.

۸

 

رؤیا

 

رؤیاهای ما سیاه و سپیدند

هیچ‌کس خواب رنگینی چون من ندیده است

من خواب‌دیده‌ام که بیدارم

و عشق پادشاست