تخلص: ترنم

متولد 1371 یزد، ساکن مهریز

فوق‌لیسانس مشاوره خانواده. آموزگار ابتدایی

 کتاب داستان به نام "فالی برای تو" از ایشان به چاپ رسیده است.

 

از اوست:

 

(شوق شیدایی)

 

در همه عمر می‌کنم سجده به پیشگاه تو

 

گریه زارزار من حشمت شامگاه تو

 

عشق به جانم آورد در تب‌وتاب بودنت

 

وصل کجا و من جا، کلبه و جایگاه تو

 

فال گرفته‌ام مگر قرعه شود به نام من

 

شاعر چشمان توأم در پس یک نگاه تو

 

دل که تباه می‌شود، ز آب روی دیده‌ام

 

شب همه‌شب دعا کنم بر در خیمه‌گاه تو

 

نمی‌رود فکر تو از صفحه‌ی شطرنج دلم

 

منم گدای مستحق، دخیل بارگاه تو

 

 

 (عشق دروغین)

دیگر نمی‌توان باور کرد دوستت دارم‌ها را

گل‌های رز رنگین و

 

از عشق گفتن و از عشق شنیدن

ایستادن به‌پای عشق تا آخر

پیام‌های دلنواز عشوه‌های طناز

از آن لحظه که

تو رفتی و من اینجا با هزاران امید ایستادم در انتظار بازگشتت

اما تو....

با این شکسته‌دل  مدارا نکردی

راستی از عشق که هیچ

از خدای عاشقان نیز نترسیدی

و حال مرا که شرحی نیست

فهمیدم که...

همه خیال بود. خیال‌ها را نمی‌توان باور کرد

عشق دروغ بزرگی است

مبادا تو هم باور بکنی