شاعران راحت طلب
دی ۱۱, ۱۳۹۱
شاه شجاع میبدی
دی ۱۱, ۱۳۹۱

محمدرضا گلدون

گلدون
 
محمد رضا گلدون
 
مجموعه اشعار مرحوم محمد رضا گلدون که به کوشش محمد حسن کارگرزاده به چاپ رسیده است
اشاره 
 
او خوانده است من را ، با کمترین اشاره 
ما می رویم گرچه ،‌خار است و سنگ خاره 
ای آشنای دیرین ، انبوه خاطراتم 
با یاد توست زیبا – بی هیچ استعاره 
من از سر ارادت تسبیح گوی عشقم 
ره در دلم ندارد تردید و استخاره 
این جلوه ای که خیزد ، پنهان زجوهر جان 
چون آفتاب فردا ، بر جاست آشکاره 
در کار من ثواقب سوسو زدند و رفتند 
تو چشم باش و روشن ، ای آخرین ستاره 
 
 
 
 
گل عاشق 
 
 
کجا بسپرم دفتر خویش را 
غزل های جان پرور خویش را 
زخواب از ازل بر شدم – از ازل
رها کرده ام بستر خویش را 
نمی دانی ‌آیا سپردم چرا ؟!
به دستت دل بی پر خویش را 
سپردم به سر چشمه ی عشق و ناز 
لب خشک و چشم تر خویش را 
نهان از نگاهم چرا کرده ای 
محمدرضا گلدون

زخاطر نبرده است گلدون هنوز

گل عاشق و پر پر خویش را
فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *