میرزا حسین زارع ( شفیق میبدی )
اسفند ۱۹, ۱۳۹۱
کلیات دیوان نفیس وحشی بافقی چاپ ومنتشر می شود
اسفند ۱۹, ۱۳۹۱

گفتگو با سودابه مهیجی

گفتگو با سودابه مهیجی  (شاعر ،نویسنده، مترجم)
گروه مصاحبه فانوس کویر

سودابه مهیجی متولداردیبهشت ۱۳۶۴ تهMOHAEJ-2ران (  اصالت یزدی )- کارشناس در مرکز پژوهشهای سیما،دارای مدرک تحصیلی نرم افزار- دانشجوی ادبیات فارسی با کسب  بیش از سی رتبه   از جشنواره های مطرح ادبی کشور.
بهتر است برای آشنا شدن با او پای صحبت های خودش بنشینیم و گفتگویی را که با او انجام داده ایم، بخوانیم

سودابه مهیجی اصالت یزدی دارد برای خوانندگان فانوس کویرکه شما را نمی شناسند  خودتان را بیشتر معرفی کنید ؟

به نظرم همه ی حرف همین است سودابه مهیجی هستم !متولد تهران. پدر و مادرم اصالتا اهل یزدند

 شاعره خوبمان از خودش و افتخاراتش می گوید ؟

مهندسی نرم افزار خوانده ام  والان مجددا ادبیات فارسی می خوانم.از بیست سالگی شعر را بطور جدی شروع کردم . اگرچه پیش از آن نیز مینوشتم.و تا به حال بیش از پنجاه عنوان کشوری در جشنواره های مختلف کسب کرده ام.
پنج سال است که برای مرکز پژوهش های صدا و سیما می نویسم. کار ترجمه ی شعر هم و اگر وقت و حوصله ای باشدکم و بیش  تدریس انجام میدهم .

 اولین شعری که درخاطرتان نقش بست اگردرخاطرتان نقش داردبگوئید ؟

قطعا به یاد ندارم چون از کودکی مادرم مرا با شعر بزرگ کرد و حتما نخستین شعررا در آغوش مادرم و در ایام شیرخوارگی شنیده ام

 روشنی شعرهایتان را وامدارچه کسانی هستید این ذوق و هنر را چگونه به دست آورده اید  ؟

وامدار مطالعه و معلمان خوبی که داشته ام. و معلم هر کسی ست که کلمه ای به من آموخته .در زندگی با اشخاص تاثیر گذار و الهام بخش زیادی همنشین بوده ام. به نظرم دنیا دیدگی و مصاحبت با انسان ها بهترین راه کسب تجربه و معرفت است.

چه کتابهایی از شما به چاپ رسیده است آیا اشعارتان منحصر به همین کتابهاست ؟

مجموعه نوبت به نوبت آفتاب  ( نشر ارام دل ) و مجموعه جمعه ها هنوز خواب می بینند ( نشر سپیده باوران ) . خیر این دو کتاب تنها بخش کوچکی از شعرهای من هستند متاسفانه بعد از بهار ۹۰ که کتاب دومم به چاپ رسید برای نشر بقیه ی آثارم با مشکلات فراوان روبه رو شدم.

از نوبت به نوبت آفتاب” و “جمعه ها هنوز خواب می بینند بگوئید ؟

نوبت به نوبت آفتاب اولین کتابم هست که بهار ۸۹ به چاپ رسید. و شامل اشعار آیینی ست. و کتاب دیگرم با موضوعیت انتظار هست که البته در این اشعار با دیدگاه متفاوتی به انتظار نگاه کرده ام. بیشتر اشعار عاشقانه هستند و حالت مذهبی بودن در آنها چندان به چشم نمی خورد. به طور کلی از منظر عشق به انتظار توجه داشته ام.

به نظر شما عمر غزل به پایان نرسیده است ؟

نظر شخصی من در این زمینه چندان اهمیتی ندارد !  اما تا وقتی گوشی برای شنیدن غزل هست و شاعری هست که به شایستگی غزل بسراید،  عمر غزل همچنان ادامه دارد.

دغدغه اصلی شما در مورد جایگاه شعر در جامعه ما چیست؟

از میراث ادبی غنی و گرانمایه ای که داشته ایم دور و یا غافل نشویم. و ادبیات فاخر مان را که حاصل تلاش و دانشوری پیشینیان ماست پاس دار باشیم . و این میسر نیست مگر با مطالعه ی عمیق و پرهیز از سهل انگاری در خلق آثار ادبی.

شعر دیروزیا شعر امروز ؟

شعر دیروز تکیه گاه و دستمایه ی همیشگی  باید باشد برای شعر امروز.

بهترین شاعر ایرانی یا خارجی از دیدگاه شما؟

نمی شود انتخاب کرد . یعنی اصلا عاقلانه نیست . اگر بگویم حافظ ، نسبت به بزرگی کسانی چون فردوسی  و خاقانی بی انصافی کرده ام و یا بگویم سعدی نسبت به شیرین زبانی امثال فرخی و صائب کم لطفی ست و یا حتی اگر بگویم مولانا آنوقت شرمنده ی بیدل خواهم شد. نه حقیقتا نمی توان گفت.

بنظر شما یک شاعرخوب چه کسی است ؟
کسی که سخن ماندگار بگوید.

یک شعر انتخابی از خودتان

من هم مسافری دارم در جاده های طولانی
ای آسمان آن بالا ! از حال او چه میدانی؟
اینک ببین کجاهای صحرای غم شتابان است؟
یا از کدام آبادی ره می برد به ویرانی؟
راه مرا نشانش ده تا سر درآرد از سمتِ
این چشمهای در گریه ، این کلبه ی چراغانی
پیراهنی که در راه است عطر تنی که در راه است
بر جان من برازنده ست بر این هراس عریانی
این انتظارجانفرسا از من منی به جا نگذاشت
جز ناتوانیِ پیدا تاب و توان پنهانی
آن دستهای منجی را اینک چگونه من باید
در واکنم به استقبال با (( دستهای سیمانی))؟
***
اما مسافرم اکنون  به پیشواز من آمد
او میزبان من شد آه! من میروم به مهمانی…

 و کلام آخر

از صائب بشنویم:
با تن آسانی سخن صائب نمی آید به دست
صید معنی را کمندی به ز پیچ و تاب نیست.

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *