جمعه های بی کسی
جمعه هایِ بی کَسی
فروردین ۵, ۱۳۹۴
بداهه 2
سر میگذارم به جنگل ، گیلان بیابان ندارد
فروردین ۱۴, ۱۳۹۴

محمد جواد حیدری

محمد جواد حيدري

صدای بهار

به گوش خسته شنیدم صدای پای بهار

خزان گرفته نگاهم در ابتدای بهار

منم که چله نشینم در این خراب اباد

قفس نشینم و دارم به سر هوای بهار

تمام خاطره هایم پر از هجوم سکوت

بیا بخوان که بخوانم ترانه های بهار

مسیر امدنت را بنفشه می کارم

که جاده پر شود از عطر جانفزای بهار

من از نگاه تو هرشب ترانه می سازم

بیا بیا که بخوانم تو را برای بهار

۲

نوروز

عید با سردی اسفند تبانی می کرد

سال تحویل،پدر بغض نهانی می کرد

چین پیشانی اش از رنج و مرارت لبریز

درد فرسوده اش احساس جوانی می کرد

مادر از شاخه پر مهر دلش عاطفه چید

هفت سین واهمه از دیو گرانی می کرد

پسرک با همه غصه پنهانی خود

باز هم خنده به لب مزه پرانی می کرد

شاد بودند و صمیمی ولی افسوس افسوس

فقر در شادیشان موش دوانی می کرد

دخترک دفتر نقاشی خود را برداشت

با چه ذوق و هنری خانه تکانی می کرد

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *