زهرا کلاته
زهرا کلاته
بهمن ۱۰, ۱۳۹۱
اراذل و اوباش در حوزه‌ی نشر کتاب؟
بهمن ۱۰, ۱۳۹۱

ذبیح جلیلی

ذبيح جليلي

ذبیح جلیلی متولد ۱۳۶۹ شهرستان یزد -دانشجوی کارشناسی عمران

آغاز فعالیت ادبی از سال۱۳۹۰- وی عضو  انجمن ادبی یاداشت نومیباشد

از اوست :

۱

یک لحظه تو را دیدم و انگار نه انگار
با این همه تردید کجا ؟ دست نگه دار
چند لحظه بمان تا که تو را سیر ببینم
ای وای … رها کن سخن مردم بیکار
تقصیر کسی نیست که من خانه نشینم
یک لحظه نگاهت ، همه عمر گرفتار
سرد است فضای غزلم کاش بمانی
تا شعر ضعیفم بشود در خور بازار
یک روز اگر از کوچه ما شاد گذشتی
اعلامیه ام چاپ شده ، خورده به دیوار

۲

یک عالمه حرف است میان مژه هایت

در بندر چشمان تو و شرم نگاهت

تو ماه ترین دختر پهنای خلیجی

حیف است که پنهان شده ای پشت نقابت

از سر بکن آن چادر رنگی قشنگت

تا باز شود خرمن مو های سیاهت

بر هم زده ای کاسبی میوه فروشان

با جاذبه ی سرخی گیلاس لبانت

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *