شعری از جمانه حداد – برگردان سودابه مهیجی

بازدیدمیهمانان کنگره وحشی بافقی ازدیدنی های بافق
مهر ۱۹, ۱۳۹۲
عصر شعر غدیر در میبد
مهر ۲۷, ۱۳۹۲

شعری از جمانه حداد – برگردان سودابه مهیجی

جمانه حداد ، شاعر و روزنامه نگار لبنانی ( ۱۹۷۰ بیروت) ،رییس تحریریه ی مجلّه ی”جسد” است. او چندی پیش جایزه ی “ردودلفو جنتیلیِ”  ایتالیایی را از آن خود کرد . جایزه ی رودولفو جنتیلی را خود وی که نقّاش است، تأسیس کرده و هر سال به بهترین شاعر زن جهان که از حقوق زنان دفاع می‌کند، اهدا می‌شود.

جمانه حداد پیش از این جایزه ی مطبوعات عرب در دبی در سال ۲۰۰۶، جایزه ی ” شمال جنوب برای شعر” از ایتالیا و جایزه ی ” بلو متروپلیس برای ادبیّات عربی” در سال ۲۰۱۰ از کانادا را برده بود. وی همچنین به عنوان یکی از ۳۹ شاعر و نویسنده ی زیر ۳۹ سال جهان عرب از سوی مرکز فرهنگی بیروت انتخاب شده است. از اثار شعری او می توان: وقتی برای خواب ، دعوت به شام پنهانی ، و عادت های بد را نام برد.

جمانه حداد  – برگردان سودابه مهیجی

 (احتمال)

 یک لمس کا فیست

تا میوه ی رسیده

به همسرش ، به شاخه خیانت کند

یک خزان کافی ست تا ابر

از سرنوشت خویش خبردار شود

گنجی از آتش بس است

تا سرما در آتشدانِ زمستان خود را بپوشاند

یک یا دو کرانه

تا رود از بستر خواب نگریزد

سیبی یا خیال سیبی

تا درخت شهوت زنانه ی خود را آرام کند

صخره ای یا حسرت صخره ای

برای آنکه چشمه جوشیدن فردای خود را بیاموزد

رنگین کمان و سرابی از لبخند

برای آنکه جنگلی زیر باران گسترده شود

ستارگانی صبرشان به سر رسد

تا ماه آغاز بیداری را خبر دهد

سایبانی بر فراز دریاچه

برای آنکه گنجشک ، چراغ تنهایی اش را خاموش کند

اشک صاعقه ای گستاخ

تا ستاره ای از درخشش پیکر او برق بگیرد

گیاهی یا نجوایی از یک گیاه

تا ماه خرّم شود…

*

احتمالاتی  چنین کافی ست

تا دل وظایف خود را دگرگون کند

اما من می گویم

یک مرد ، یک شب ، کافیست

تا زن باشم.

==========================

لمسهٌ تکفی لتخون ثمره ناضجه  زوجها الغصن

خریفٌ یکفی لتتنبأ غیمهٌ بمصیرها

کنزهٌ من جمر

لیتدثّر البرد فی موقد الشتاء

ضفّهٌ بل ضفّتان

کی لا یهرب نهرٌ من سریر نومه

تفاحهٌ أو فکرهُ تفاحه

لتحتفی الشجره بشهوه أنوثتها

صخرهٌ وآهه صخره

لیتعلّم النبع کیف یشقّ غده

قوسُ القزح وسرابُ ابتسامه

لتتفتٌح غابهٌ تحت المطر

نجومٌ یُنفَدُ صبرُها

کی یعلن القمر بدایه السهره

ظلّ لبحیره ؟

کی یخمد العصفور شمس غربته

دمعه برقٍ ماجنه

کی تتکهرب نجمهٌ بذهب جسدها

عشبهٌ وهمسُ عشبه

لیخضرّ القمر

 

احتمالات کهذه تکفی لتتغیّر وظیفه القلب

بل رجل واحدٌ

أقول لیلٌ واحد یکفی لأکون امرأه.

 

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *