سروده نزار قبانی ترجمه سودابه مهیجی

فراخوان دومین جشنواره شعر منطقه ای از ما تا ماه
آذر ۳, ۱۳۹۴
فراخوان کنگره ملی شعر عفاف و حجاب مستور
آذر ۹, ۱۳۹۴

سروده نزار قبانی ترجمه سودابه مهیجی

سروده نزار قبانی
ترجمه سودابه مهیجی

___________________________________________________________

با تو عهد کردم که دیگر دوستت نداشته باشم
آنگاه
پیش روی این سوگند بزرگ
سخت ترسیدم.
عهد کردم که دیگر به سویت بازنگردم…
و بازگشتم!
که از فرط عشق نمیرم … و مردم !
…تو راعهد کردم
که در گیسوانت گرفتار نشوم
وقتی که از پیش رویم میگذرند
ولی
آنگاه که گیسوان تو بر شانه هایت جاری شد
_ همچون شب که بر پیاده رو ها فرو میریزد _
فریاد زدم…
تو را عهد کردم که چشمانت را نادیده بگیرم
هر قدر هم که مرا به دلسوزی فراخوانَد.
ولی آنگاه که دیدم
چشمان تو بر من باران ستاره فرو میریزند
از اعماق جان ناله کردم.
* * *
همه ی شهرها و قبیله ها تو هستی
و هر شعری پیش از تولدش ” تو” ست
دفتر تویی…
قدم زدن تویی…
کودکی تویی…
به کجا میتوانم بروم؟
تمام خیابانها باران زده اند
کجا پناه بگیرم؟
همه ی چایخانه ها لبریز از دلتنگی اند
یکه و تنها چگونه دریا نوردی کنم؟
حال آنکه هر چه دریا و سفر تویی…
* * *
میان من و تو سرزمینی ست
از پیمانه کردن شراب و آواز کبوتر
تو آغاز همه چیز و عطر هر پایانی.
به تو وعده دادم که بازنگردم …و بازگشتم!
که از شوق نمیرم …و مردم!
وعده دادم آنچه را افزونتر از توانم بود
چه کردم با خویش ؟
از فرط صداقت دروغ میگفتم
و خدا را سپاس برای این دروغ !

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

دیدگاه ها بسته شده است