حسین جنتی
شب شعر و موسیقی و کتاب با حضور ” حسین جنتی ” در یزد
آذر ۱۲, ۱۳۹۴
شاعر خوش سخن تفت “حسین کاوه ” رخ در نقاب خاک کشید
آذر ۲۷, ۱۳۹۴

رباب السادات حسینی

رباب سادات حسینی

رباب السادات حسینی
متولد ۱۳۵۰ شهرستان تفت به شعر ونقاشی علاقه دارد و در سبک های سپید و پریسکه به سرایش شعر مشغول است . وی در شعر از تخلص ” باران ” استفاده میکند .
از اوست :
۱

ه توکه می اندیشم
پاهایم
گز گز زنانگیم را
به رخم میکشند
ظرافت انگشتانم
در لا به لای
اجر وسیمان دفن شدها ست
زن بودنم را
اسفالت میکنم
لاک غلط گیرت را بیاور
۲
زجر می کشد دلم
عمیق
تنهاییم اشفته می شود
زیاد عاقلانه بودن
هم
اصلا
کار عاقلانه ای نیست
۳
وقتی دیکته ی دیگران
باشی
کلاغ ها
مغزت را تغدیه می کنند
۴
بگذار
عقاب;اشیانه اش را
در همسایگیت بنا کند
لاشخوری که بر بام خانه
لانه می سازد
به صاحب خانه می اندیشد
۵
باغَت که به تاراج می رود
کلاغ های شهر
اوازِ قناری سر می دهند
۶
کویر شده ام
چشمهایم را
به پا بوس تو فرستاده ام

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

دیدگاه ها بسته شده است