سروده ی سید علی میری رکن آبادی برای شهید رکن آبادی

ghesa
فراخوان دومین جشنوار شعر و قصه به گویش اردکانی
دی ۲۰, ۱۳۹۴
انسيه طاهره آقايي
انسیه طاهره آقایی میبدی (میبد بانو)
دی ۲۳, ۱۳۹۴

سروده ی سید علی میری رکن آبادی برای شهید رکن آبادی

از تبار یاس ها
عشق دارد روی دوشش پرچم استادی ام
بر زمین هرگز نماند صحبت آزادی ام
یا حسین گفتم که درس زندگی آغاز شد
کربلای پنجی و فجر آور و مرصادی ام
در سر کوی منایش آستین افشان شدم
تا ببرد پای خصم از وسعت آبادیم
محو گل های تماشایی شدم در باغ عشق
عشق شد تنها بلای جان مادر زادی ام
کوچه های شهر من سرشار از حس گل اند
سرو می چیند غزل را از خط شمشادی ام
مرزها،! بدرود من از بی ستون ها رد شدم
قصه شیرین تر شده با تیشه ی فرهادی ام
قرب هفتاد دو بار از کربلا گل چیده ام
شاهدی دارم که میثم گونه و مقدادی ام
دکترینم را به امضایش رساندم در منا
بعد از این خالی نماند کرسی استادی ام
قصه ام نقل محافل می شود، تردید نیست
شهد می نوشد گل از انگیزه ی قنادی ام
مادرم می خواند تا هستم غضنفر سیرتم
خشم بر می خیزد از امواج بی فریادی ام
از تبار یاس ها هستم که این شد چیدنم
همنشین لاله های سرخ رکن آبادی ام
*****

ممنون توام که شیر پاکم دادی
دادی به دلم نشانه ی آزادی
چون شیر غضنفری مرا پروردی
این گونه شدم من اصل رکن آبادی
*****
با این که از این دیار دور افتادم
یک لحظه نرفت نامتان از یادم
وقتی به منای حق شدم قربانی
شد باورتان که اهل رکن آبادم
*****
من شیر غضنفرم پر از فریادم
با عشق و شهادت و شما همزادم
با عطر شهیدان شما مأنوسم
بنویس به خاکم اهل رکن آبادم
*****
جایی ننویسید پشیمان هستم
من اهل شهادتم مسلمان هستم
هر چند که در منا شدم قربانی
محرم شده ی جنوب لبنان هستم

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

دیدگاه ها بسته شده است