81954018-70503287
جشنواره استانی شعر طنز جوان در مهریز برگزیدگان خود راشناخت
بهمن ۱۹, ۱۳۹۴
شب شعر انقلاب بفروئیه
برگزاری شب شعر انقلاب در بفروئیه
بهمن ۱۹, ۱۳۹۴

علی غفوری فرد

علي غفوري فرد

علی غفوری فر

متولد ۲۱اسفند۱۳۶۵ یزد
کاردانی مددکاری اجتماعی

وی از۱۵ سالگی به شعر  روی آورده است .اولین کتابش را با عنوان این بغض سربریده است با تیراژ ۲۰۰۰ نسخه به چاپ رسانده است .

از اوست
۱

من دل به تو دادم تو دلت جای دگر بود
در فکر یکی مونس و همتای دگر بود
هر روز به شوقی پی دیدار تو بودم
کار تو ولی وعده به فردای دگر بود
هرگز نشد از دیدن تو چشم ودلم سیر
هر لحظه تو را صورت زیبای دگر بود
گفتی که چو من در پس بازار زیاد است
کی حسرت من وصلت لیلای دگر بود؟
یک روز شنیدم که بیایی دم مرگم
اما به دلم حسرت و رویای دگر بود
افسوس که مُردم وَ فقط نامه نوشتی
گویا که در آن نامه هم امضای دگر بود

۲

این مس فقط به یمن نگاهت طلاشود

نام تومیبرم که دلم باصفاشود

بوده هدف ز خلقت من بندگی کنم

درهرکجاکه روضه ای ازتو به پاشود

چون زندگی خود همه وقف توکرده ام

آیاشود که قسمت من کربلا شود؟

مثل خودت غریب میان دو نهرآب

در اوج تشنگی سرم از تن جداشود

یادرکنار علقمه همچون برادرت

دستم ز تن بریده وفرقم دوتاشود

دیشب تورا به مادر پهلو شکسته ات

دادم قسم که این همه حاجت روا شود

۳

بهتر نفس بکش که معط‍ّر هوا شده است

گویا تبرّک از حرم کربلا شده است

فرقی نمیکند تو که هستی؟دلت کجاست؟

این سفره ایست شامل شاه و گدا شده است

خاکش مثال تربت آقاست، ای رفیق

اینجا قدم قدم سری از تن جدا شده است

صد مجلس حسین و هزاران حسینیه

در گوشه گوشه های همین جا به پا شده است

بنشین دمی به خاک و خدا را نظاره کن

اینجا تمام راز خدا بر ملا شده است

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *