فرزانه سعادتمند
فرزانه سعادتمند
بهمن ۲۵, ۱۳۹۴
bahman
درخشش شاعره میبدی در سیزدهمین جشنواره شعر بهمن
بهمن ۲۵, ۱۳۹۴

فاطمه توکلی

فاطمه توکلي

فاطمه توکلی

متولد ۱۳۵۹رفسنجان – ساکن بهاباد

تحصیلات : کارشناس زمین شناسی . شغل : مجری صحنه

 

از اوست :

۱

ما هر دو

مجسمگانی سختْ ایستاده

از فلز و آلیاژ

با چانه ای برجسته تر از خطّ افق

و پیشانی ای بلندتر از ماه

سرگشوده به آسمان

ما هر دو

خدایگانیم از مِفرغ

بر درگاهِ معبدِ غرورِ خویش

که گهْ گاه

نذری هایِ نظرْشمعی

زیرْ چَشمی، ردوبدل می کنیم

کوه ها دست در دستِ هم

سست ، پای می کوبند !

من وَ تو امّا ، استوار

هریک ، بر درگهِ معبدِ خویش

در زاویه یِ منفرجّه یِ بینیِ خود

به جستجویِ چه

چشم در فراسوها دوخته ایم ؟!

۲

من از نبردِ با ستاره می آیم
خونینْ بال و خنجرْبوس
و لای لایِ پلکِ خوابم را
لبِ شمشیرِ تو می بندم
خیس و خراشْ آلود
و تو گویا آمده ای
تا همیشه از رو بسته باشی !
که من همیشه
خامِ خیالت باشم …
من شکسته ام از شب
رمیده ام آجیده … در وجودِ خود از تب
زخم آگین و غمین
با نگاهی پریدهْ رنگ ، پیوسته
تکیده در آوارِتنی خسته
ناگسسته : شکسته بسته
با تخته بندِ امیدی سستْ
و دل دلی یأس آلود …
ــ آی خدایِ قلبِ من
من از غلظتِ این ظلام می ترسم
و از منتهایِ این شبِ بی پروا
و شعشعانِ ستارگانِ صدآفرین
بر سینه یِ کاغذینِ تو
ــ و شما آی مردم
از صمیمِ قلب
یقین بیاورید
که به استغنایِ مرگ
همین …
آه ؛ لعنت به همین یک زخم !
عجیب کاریست !
اگر چه بعد از این شب ، تو
شرمِ دل بریدنِ خود را
بی گمان ، به گناهِ ستارگان خواهی شست … !

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *