نصرت دهقان بهابادی

متولد ۱۳۵۷ بهاباد . کارشناسی آموزش ابتدایی

شعر را به صورت غیر حرفه ای از سال ۱۳۷۷ شروع کرده است و تاکنون حدود هزار بیت در قالب های مختلف شعری به خصوص غزل سروده ااست .

وی در فعالیت های مذهبی و اجتماعی مختلفی حضور داشته و اکنون با سمت رئیس شورای قشر بانوان شهرستان بهاباد، عضو کانون بانوان فرمانداری بهاباد و همچنین عضو انجمن ادبی، انجمن نمایش و انجمن تعزیه شهرستان بهاباد میباشد .

 

از اوست :

 

آقا سلام واژه به واژه سلام را
دادم به باد تا که بیارد به سویتان
میخواستم نسیم صبا با هزار عشق
بوسد دو دست و دیده و ابروی و مویتان
آقا زمانه باز نگاه مرا کشاند
تا قعر آسمان به حریم و به کویتان
از دست دل ننالم و از دیده شکوه نیست
نالم ز مردمی که نجستند رویتان
********
آقا ببخش دوره ی ما عصر آهن است
عصر گلوله و لجن و جنگهای سرد
عصر سکوت نسل عرب در میان ظلم
عصر شکستن کمر کودکان مَرد
هنگامه ی ستیز تبر با درخت سبز
گلواژه های سرخ گلو،واژه های زرد
دوران افتخار بشر بر حقوق خویش
آنسوتر است ضجه ی زنهای پر ز درد
********
آقا نظاره کن که چه دلها شکسته شد
جز آتش و گلوله در این شهر هیچ نیست
تنها بشر سکوت  نموده در این میان
انگار میدهد به سکوتش عیار بیست
دیوار حائلی که کشیده به دور خویش
از یاد برده کیست،وجودش برای چیست
آقا نبوده او که بشر بلکه شرّ شده
در قالب تنش خبر از آدمی که نیست
********
آقا بیا که دوره ی ما عصر آهن است
اینجا گلو به ضرب گلوله شکافته
در خواب و در خیال خودش کرکس زمان
تاریخ را رقم زده،ره را شناخته
بی شک برای کودک تنهای غزه او
لفافه ای به جز تن خونی نبافته
آقا بیا که مردم مظلوم این زمان
جز تو دگر امید و پناهی نیافته

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *