لیلی صدایم کن ( دفتر دوم )
اسفند ۱, ۱۳۹۲
عالیه محرابی “روی ریل انتظار” هم خوش درخشید
اسفند ۴, ۱۳۹۲

علیرضا احرامیان پور

عليرضا احراميان پور

علیرضا احرامیان   (ع .ا نوید) “رئیس انجمن ادبی جیحون یزد”

بیوگرافی خودنوشت ایشان در وبلاگ باغ الماس  :

از دولت شعر،نامم علی رضاست و شهرتم احرامیان پور، اما دوستان به ع. ا. نوید می شناسندم. متولد آذر ۴۸٫ به شعر می اندیشم و دستی در داستان دارم و دلمشغولی ام تحقیق و پژوهش ادبی است.شاعری از تبار یزد دارالعباده. گاه شعر می نویسد و گاه قصه گویی می کند و هر از گاهی نیز پژوهشی در حوزه ادبیات دارد.

از اوست :

۱

کز کرده بغض مسخره ای در صدای من

طوفان مگر وزیده به آب و هوای من؟

این روزها که شعر به دادم نمی رسد

خشکیده چشمه های دل روستای من

زندانی همیشه ی “سردرگمی” شدم

تقدیر، خاک ریخته بر ردّ پای من

با من تمام  پنجرهها  قهر کرده اند

حتی اثر ندارد بر  شیشه –  های – من

تردید بر تمام تنم تار بسته است

بی شک خداست گمشده در انزوای من

وقتی تو نیستی همه با من غریبه اند

حتی فراری اند ز من سایه های من

#

اینها تمام، ماحصل بی تو بودن است

ای اتفاق یک شبه ! ای آشنای من!

۲

هبوط

 برقص در من! ای آشناترین رؤیا

برقص! تا که به رقص آوری مگر من را

تنت هنوز به رقص است در میان اتاق

سرت هنوز به گردش میان خاطره ها

تویی به رقص، ولی این منم که می چرخم

میان بود و نبودِ دو قصه – دو رؤیا

… که ما تکانده شدیم از بهشت سوی زمین

که این منم – من-   آدم، تو حضرت حوا

و روی دیگر سکه تو می شوی ابلیس

و من، تناول ممنوعه…سیب!…گندم!… یا…

چه فرق می کند؟ اینک منم که می رقصم

میان بود و نبود دو  قصه- بی معنا

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

1 دیدگاه

  1. fakhraee می‌گه:

    درود بر هنرمندان دیار عزیزم.من اگر بخواهم شعری تقدیمتان کنم تا در سایت ببینیم چه کار باید بکنم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *