” کلبه تنهایی ” سروده های محمد علی جهانبانی اردکانی ( جهان ) به چاپ رسید
بهمن ۱۳, ۱۳۹۱
شبهای شعر و موسیقی در ابرکوه
بهمن ۱۴, ۱۳۹۱

عالیه مهرابی

عاليه محرابي

عالیه مهرابی به سال ۱۳۵۹ در شهر یزد متولد شد. وی از سال ۱۳۷۴ به صورت جدی مقوله شعر را با شرکت در محافل ادبی شهر یزد آغاز کرد و تاکنون مقام های خوبی را برای استان به ارمغان اورده است . مهرابی از شاعران پر کار استان محسوب میشود که غزل های تکنیکی و مدرنش زبانزد شاعران استان است .

“ گریه های شمعُ خنده های باد“ ، “ به رنگ آتش ” ” مسافران کوپه صبح ” مجموعه اشعار ایشان است که تاکنون به چاپ رسیده است .

از اوست :

۱

از آبی چشمت دلم بدجور می ترسد!

ماهی همیشه از لباس تور می ترسد

شاید لباس کهنه ای هستم که بعد از این

از اتفاق وصله ی ناجور می ترسد!

با آتش داغی که شهریور به تاک انداخت

لبهای عقل از بوسه ی انگور می ترسد

خورشید هم باشی برایم دردسر داری!!

چون سایه ای که از خیال نور می ترسد

پلکی مزن! در چشمهایت بچه گنجشکی

از میله های پشت یک هاشور می ترسد

موسیقی شادی است در بزم شما شاید

وقتی که تار نازک سنتور می ترسد!!!

به قمصر پیراهن من دل مبندی که

این باغچه از چشمهای شور می ترسد

در خاطرات زرد کندوها نمی ماند

وقتی گلی از عشق یک زنبور می ترسد

دریای چشمت جای خوب و مطمئنی نیست

۲

ماه در حلقۀ گیسوش به دام افتاده

چشم این دهکده بر ماه تمام افتاده!

هر ستاره که شبی خواست به پایش برسد

عاقبت سوخته و از سر بام افتاده!

چشمهایش چقدر حال قشنگی دارند

مثل دو حبّۀ انگور به جام افتاده

خم ابروش اگر قوس کمان نیست ولی

ذوالفقاری است که از دست نیام افتاده

دستها خوشۀ انگور که از شانۀ تاک

رگ یک حادثه در دست کدام افتاده

۳

“نوبرانه”

شاخه ها در تلاوت انگور، خوشه ها نوبرانه آوردند
نیزه ها از تن تو روییدند، ریشه هایت جوانه آوردند!
قرص ماه است و حلقه ی گیسو، سر به یکسو نشسته تن یکسو
پاره شد اینچنین رگ تسبیح که تو را دانه دانه آوردند!
عطش از دست اب نوشیدند، گل به گل زخم تازه پوشیدند
عطراین داغهای پرپر را بادها روی شانه آوردند!
داغ دیدند چشم مادرها ، شعله ورتر شدند طوفانها
شعله بر کوه صبرشان افتاد، آتشی پرزبانه اوردند
چشمهای تو لیلۀ القدرند که پر از آیه های ”والفجر”ند
نیزه ها خط به خط نوشتند و…اثری جاودانه آوردند!
خون تو در رگ زمین جوشید، نبض تندت زد و زمین چرخید
بعد تو لاله ها که روییدند ، از تو صدها نشانه اوردند!

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

2 دیدگاه ها

  1. ارغوان می‌گه:

    سلام گرامی

    بسیار بسیار زیبا و دلنشین قلم زدید
    باغ شاعرانگی تان تا همیشه ها آباد

    میلاد نور مبارک

    در پناه حق

    ارغوان

  2. هاست ارزان می‌گه:

    ممنونم بابت مطالب مفیدی که قرار میدید!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *