چهل و ششمین نشست شعر یادداشت نو
بهمن ۲۴, ۱۳۹۱
برتری طنز نویس اردکانی درجشنواره استانی مطبوعات
بهمن ۲۵, ۱۳۹۱

علی تقی زاده ترک آباد

علي تقي زاده

برای مرحوم استاد پژمان

عابر تنها

از کوچه می گیرم سراغت را ای عابر تنهای سرگردان

رویای بارانی ترین شب را در چشم من برگرد و برگردان

آنروز نزدیک غروبی تلخ ردّ صدایت را رصد کردم

تو بودی و یک کوچه ی بن بست با یک بغل آویشن و ریحان

وقتی که رفتی باد می آمد عطر تو را هم با خودش می برد

من مانده ام با یک نشانی گنگ از نا کجا آباد بید استان

رفتی “خدا حافظ” نگفتی که شاید دوباره باز می گردی

“تا بعد” را هم زیر لب گفتی با لهجه ای شیرین ولی لرزان

من ماندم و یک کوله بار اشک پای بلم هایی که می گریند

بغض نسیم است اینکه می پیچد در هی هی و نی ناله ی چوپان

من ماندم و یاد تو که دیشب این شعر را با خود هجی کردم

دیگر سراغت را نمی گیرم ای عابر تنهای سرگردان

 

فانوس کویر
تارنمای ادبی استان یزد

1 دیدگاه

  1. شنیده بودم اما باز لذت بردم. خدا ایشان را رحمت کند و شاعر این ابیات را نیز ماجور گرداند

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *