حسین میهمانپرست

متولد ۱۳۶۷ اردکان
فوق‌دیپلم نرم‌افزار

 از اوست :

۱

پری قصه به ناگاه دیو از آب درآمد

سراب بود که از شیشه‌ی شراب درآمد

به غیر مار چه از آستین معجزه رویید

که بر درخت جوان چنبرِ طناب درآمد

از آسیاب نیفتاد آب‌ها، نشنیدی!؟

صدای سنگِ زیرین آسیاب درآمد

به هر جواب که دادند ما سؤال نبودیم

و هر سؤال که کردیم بی‌جواب درآمد

چگونه خواب بدم را به هر چراغ بگویم

که غول‌های سیاه از چراغ‌خواب درآمد!

نَشُست چرک زمین را هزار ابر کف‌آلود

زمین سیاه از حمام آفتاب درآمد

۲

میان آینه و سنگ‌ها تفاهم نیست

مرا تحملِ بارِ نگاه مردم ‌نیست

به خواب‌های زمستانی عادتم دادند

در این زمین که بهارش به‌جز تجسم نیست

چه شاخه ایست که از آن به‌جز تبر ندمید؟

چه جنگلی است که در آن به غیر هیزم نیست؟

کلاغ پیر به یک جو فروخت مزرعه را

کسی از ایلِ مترسک به فکرِ گندم نیست

چپانده خنده‌ی مهتاب را به کیسه‌ی ابر

شبِ عبوس که بر صورتش تبسم نیست

سرِ ستاره‌ی دنباله‌دار بالا ماند!

اگرچه سوخت نشان داد راهِ ما گم نیست

رها شو از قفس سایه، آفتابی شو

شکوهِ کوه یخی جز تبِ توهم نیست

پس از تو چنگ به دامان شوکران زده‌ام

به سر سلامتیت چند استکان زده‌ام

پس از تو بین علف‌های هرزه افتادم

کسی نخواست مرا، میوه‌ای دهان‌زده‌ام

چقدر رد شدی از من که درس پس بدهم

چقدر رد شدم از خود، از امتحان زده‌ام

پیِ تو ریشه دوان از زمین گذر کردم

پیِ تو شاخه کشان سر به آسمان زده‌ام

چه غیر سیلیِ طعنه به رویم آوردند؟

اگر که از غم تو رو به دوستان زده‌ام

مگر کبوتر آهم به بام لب برسد

برایش از قفس سینه نردبان زده‌ام

مگر که جان بدهم شاید ازسرم بپرد

که عطرِ یاد تو را بر لباس جان زده‌ام

شبیه کارد رسیدی به استخوان ای زخم

اگرچه بند به هر بندِ استخوان زده‌ام

از آسمان تو دور ای بهار آزادی

“شکسته‌بال و قفس دیده و خزان‌زده‌ام”

۳

به غیر مار چه از آستین معجزه رویید

که بر درخت جوان چنبرِ طناب درآمد

از آسیاب نیفتاد آب‌ها، نشنیدی!؟

صدای سنگِ زیرین آسیاب درآمد

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

سکینه سلمانی نژاد

متولد ۱۳۵۳ ابرکوهلیسانس زبان و ادبیات فارسیمسئول انجمن ادبی پروین و ایستگاه شاعرانه ستاره‌ها اولین تجربه‌های شعری‌اش حاصل سالهای ۶۶-۶۷(دوران راهنمایی) اوست و مقام دوم

حسین میهمانپرست

متولد ۱۳۶۷ اردکانفوق‌دیپلم نرم‌افزار  از اوست : ۱ پری قصه به ناگاه دیو از آب درآمد سراب بود که از شیشه‌ی شراب درآمد به غیر

زهرا( افسانه ) فاتحی نصرآبادی

متولد ۱۳۴۹ نصرآباد تفتدکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات و پژوهشگرمجموعه شعر” برای مادرم” و ده‌ها مقاله علمی پژوهشی مندرج در مطبوعات علمی. تخصصی

سیّد محمّد میرسلیمانی

تخلص “باران”متولد اول دی‌ماه ۱۳۴۳ بافق. ساکن مشهدکارشناس ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق تألیفات:بررسی تطبیقی گمرک مسافری ایران بر اساس الحاقیه

مه ناز نوروزی

متولد ۱۳۶۳ ایذه. ساکن یزدلیسانس روانشناسیوی درزمینهٔ های: نقاشی، داستان کوتاه و شعر سپید فعالیت دارد. از اوست: ۱پدر و مادرمکودکی‌ام را با خود برده‌اندو