زهره نوروزی

متولد ۱۳۶۸ شهرستان ایذه
محل سکونت: یزد
تحصیلات کارشناس پرستاری
مجموعه غزل ” زایمان درگور” از ایشان به چاپ رسیده است

از اوست :

۱
عشق اگر خواست به دل رخنه نماید چه کنم؟
دل اگر گاو شد و خواست بزاید چه کنم؟
دارمت گر چه تو را دوست‌تر از دوست ولی!
با اگرهای جهان، باغم «شاید”چه کنم؟
دست‌هایی که مرا سخت در آغوش کشید
آه اگر جای دگر بازگشاید چه کنم؟
میم و جیم و الف و…لکنت نامیدن تو
ذهن من بی تو به‌هم‌ریخته، باید چه کنم؟
زندگی آمدورفت نفس خاطره‌هاست
او که رفته است، اگر بازنیاید چه کنم؟


۲
توآن راهی که دارد می‌دهد هرروز قربانی
نمی‌گویم چرا، شاید خودت این را نمی‌دانی
تمام بادها را کرده‌ای رام نفس‌هایت
تمام بیدها را خواستی در من بلرزانی
دلت سنگ است و معنای تپیدن رانمیفهمد
اگر این سنگ را یک‌عمر هم در خون بغلطانی
سرنخ راتودادی دست من در خیمه‌شب‌بازی
فقط می‌خواستی من را به هر سازی برقصانی
بریدی دوختی حتی نفهمیدی در این دنیا
کفن کردیم خودرابازهم از ترس عریانی
سگیم و بابت قلاده باید شکر بگذاریم
سرت رامیزنند اینجا اگر دم رانجنبانی

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

سکینه سلمانی نژاد

متولد ۱۳۵۳ ابرکوهلیسانس زبان و ادبیات فارسیمسئول انجمن ادبی پروین و ایستگاه شاعرانه ستاره‌ها اولین تجربه‌های شعری‌اش حاصل سالهای ۶۶-۶۷(دوران راهنمایی) اوست و مقام دوم

حسین میهمانپرست

متولد ۱۳۶۷ اردکانفوق‌دیپلم نرم‌افزار  از اوست : ۱ پری قصه به ناگاه دیو از آب درآمد سراب بود که از شیشه‌ی شراب درآمد به غیر

زهرا( افسانه ) فاتحی نصرآبادی

متولد ۱۳۴۹ نصرآباد تفتدکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات و پژوهشگرمجموعه شعر” برای مادرم” و ده‌ها مقاله علمی پژوهشی مندرج در مطبوعات علمی. تخصصی

سیّد محمّد میرسلیمانی

تخلص “باران”متولد اول دی‌ماه ۱۳۴۳ بافق. ساکن مشهدکارشناس ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق تألیفات:بررسی تطبیقی گمرک مسافری ایران بر اساس الحاقیه

مه ناز نوروزی

متولد ۱۳۶۳ ایذه. ساکن یزدلیسانس روانشناسیوی درزمینهٔ های: نقاشی، داستان کوتاه و شعر سپید فعالیت دارد. از اوست: ۱پدر و مادرمکودکی‌ام را با خود برده‌اندو