سیّد محمّد میرسلیمانی

تخلص “باران”
متولد اول دی‌ماه ۱۳۴۳ بافق. ساکن مشهد
کارشناس ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق

تألیفات:
بررسی تطبیقی گمرک مسافری ایران بر اساس الحاقیه شورای بین‌المللی گمرکی بروکسل، چاپ گمرک ایران ـ ۱۳۷۰
سازمان‌های بین‌المللی گمرکی، چاپ گمرک ایران ۱۳۷۱
دیوان ناجی بافقی (یزد، نشر مفاخر ۱۳۸۱)
مفاخر بافق ـ (یزد، نشر مفاخر ۱۳۸۴)
مشاهیر بافق (قم، نشر باران ۱۳۹۸)
زندگی‌نامه و آثار وحشی بافقی، روزنامه کیهان (ش. 77 و 15073 ـ ۱۸ و ۱۱/۳/۱۳۷۳)
اصطلاحات محلی باگویش بافقی (دردست چاپ)

از اوست:

“هر شب”
گره انداز به این فاصله هایت هرشب
دم کن از شور خوش غلغله هایت هر شب
خواب خوش رفته موذن، بغلت را وا کن
تا بهشتم ببرد نافله هایت هرشب
لرزه بر قلب من از رقص کمر هایت رفت
بخدا کم نکن از زلزله هایت هرشب
چای داغی زلبت درته فنجانم ریز
تا که لبخند زند حوصله هایت هرشب
مژه برهم بزنی ایل بهم می ریزد
تیرباران بکن این حرمله هایت هر شب
تاج زیتونی زلفان حریرت نازند
و شوم وصل سر سلسله هایت هرشب
کرت خشخاش نگاهت بغل خانه ماست
نذر دردی که کشم از تله هایت هر شب
زخمه زن كنج سه تارم كه هوا “بارانی “است
وصله ام کن به سر هلهله هایت هرشب

“تک”

دیگر شماره‌های لبت تک نمی‌زند

بر خاک‌ریز فاصله پاتک نمی‌زند

بر ازدحام کوچه ردّت نشسته‌ام

با چشمهای خسته که چشمک نمی‌زند

یک قطره از حضور زلیخاییت نوشت

یوسف چرا به چشم خود عینک نمی‌زند!

در جبهه‌ای که نیست به‌جز اخم دلکشت

ابروی پابه‌ماه تو پشتک نمی‌زند

نامادری ِ قهر تو تا بوسه‌ای گرفت

سیلی به گوش ناز من اینک نمی‌زند

“کی رفته‌ای زدل که تمنا کنم تو را؟”

آن‌قدر بوده‌ای که دلم لک نمی‌زند

“باران”همیشه سر بسر اشک می‌نهد

بر کهنه زخم ابر که پیچک نمی‌زند

“درد و دل “
شاعرشدم که پیش غزل درد دل کنم

بین تو و اتــــاق عمل درد دل کنم

وقتی میان بیت لبت زخمی‌ام کنی

درگیرودارموج بغل درد دل کنم

چشمم که بردوچشم تو آوار می‌شود

با بچه‌های شر محل درد دل کنم

پای پیاده تا بم قلبت بلرزم و

با سینه‌های داغ گسل درد دل کنم

با صفر بینهایت آدم به ضرب هیچ

در گرگ‌ومیش تار ازل درد دل کنم

اکسیژن هوای دلم کم که می‌شود

سیبی بگو که حداقل درد دل کنم

قلب غزل فقط به هوای تو می‌تپد

آماده‌ام برای اجل درد دل کنم

وقتی دلم برای دلم تنگ می‌شود

با بغض کال شعرومثل درد دل کنم

“باران” همیشه کنج سه‌تارم نشسته تا

نم‌نم به‌پای شور غزل درد دل کنم

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

افسانه نوری

متولد ۱۳۵۴ یزددارای مدرک تحصیلی کارشناسی آموزش‌وپرورش ابتداییمؤلف کتاب‌های:“صدای پای غزل”” مرا ورق بزن”“کتاب شعر کودک آسمون”گردآوری ۶ کتاب در حوزه ادبیاتبرگزیده جشنواره شعر وحدت

دکتر عبدالحسین جلالیان

متولد 1307طبیب ادیب میبدی الاصل ساکن یزدمجموعه ” پله های سنگی ” در 9 جلد”نی نواز اول” ” شرح جلالی بر حافظ ” در چهار

دکترساغر سلمانی نژاد

متولد ۱۳۵۷ شهرستان ابرکوهدر روزگاری نه‌چندان دور، در دشتی از لطف و مهر، آباد و سرشار از شاعرانگی و در بحبوحه دگرگونی و انقلاب چشم

مسیح وثوقی ده آبادی

متولد ۱۳۱۵ میبددبیر بازنشسته آموزش و پرورش از اوست :  مست از نسیم گل شده این گلعذار منبس لاله بردمیده در این سبزه زار من

منیره دشتی اردکانی

متولد ۱۳۶۴ شهرستان اردکاندارای مدرک لیسانس مربی فرهنگی کانون پرورش فکری  ازاوست: ۱ وحشی ترین ستاره دنیاست، چشم تو بی رحم و شاعرانه و زیباست،