محمد وحید کریم بیکی فیروزآبادی

متولد ۱۳۶۰ میبد
شاعر و خوشنویس
دارای مدرک کارشناسی روابط عمومی دانشکده خبر و مدرک عالی از انجمن خوشنویسان ایران

از اوست:
 
   ۱
 
 در انتظار تو
 در انتظار تو یک آسمان ستاره و من …
 نشسته‌ام که نمایم تو را نظاره و من…
 به شوق آمدنت تا بهار منتظرم
 بهار می‌رسد از کوچه‌ها دوباره و من…
 چو بلبلان غزل وصل یار می‌خوانم
 خوش است از گل روی تو استعاره و من…
 همیشه منتظر لحظه‌های دیدارم
 بیا بیا که نمانده است راه چاره و من…
 تمام هستی خود را به پات خواهم ریخت
 اگر طلب کنی‌ای گل به یک اشاره و من…
 دوباره از سر احساس و شوق می‌خوانم
 در انتظار تو یک آسمان ستاره و من
 
 
۲
 
غریب وطن
من غریب وطن خویشتنــم ای یاران
خسته از شهر و دیار وطنم ای یاران
شده‌ام سخت گرفتار کویری برهوت
دوستـدار گل و باغ و چمنم ای یاران
روزگارم همه با محنت و رنج است قرین
هم‌نشین غـم و رنج و محنــم ای یاران
رنگ رخساره خبر می‌دهد از سر درون!
من که اسرار درون شد سخنم ای یاران
چه بگویم که زجور و ستم دشمن و دوست
زخم‌ها مانده به روی بدنم ای یاران
بگذاریــد روم جانب میخانهٔ عشـق
تا ز می‌شسته شود جان و تنم ای یاران
آن‌که از درد فــــــــراق و غم دوری نـــگار
همچو گل جامه دریده است منم ای یاران
دل‌ستان گر خبر از دلشده گیرد روزی
برسانیـــد به او پیـرهنـــــم ای یاران
بر مزارم بنویسید که «یاسین» فرمود
من غریب وطن خویشتنم ای یاران
۳
 
تمام دل‌خوشی
بهار می‌رود و وقت بی‌قراری من
گذشت موسم شادی و میگساری من
تمام دل‌خوشی‌ام این بود که بخشش تو
بسی زیادتر است از گناهکاری من
صفای چمن
بهار رفت و گل یاس و یاسمن را برد
صفا و رونق و سرسبزی چمن را برد
سرور و شادی و لطف بهار من بودم
بهار رفت و به همراه خویش من را برد
۴
خورشید جمعه
تا سر زنی دوباره از آسمان چو خورشید
در انتظارت ای گُل، مائیم و ماه خورشید
انگار نقش بسته است، بالای گونه‌هایت
با دست کبریایـی، تصویری ازدوخورشید
یا ایُّهـا المدَثّـِـــــــــــر، از چهـره پرده بردار
تا مثل طفلِ مادر جان گیرد از تو خورشید
در جاده‌های جمعه، با ندبه هم‌سفر باش
شاید در آن حوالی، افشانده پرتو خورشید

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

هاتف کلانتری

متولد ۱۳۵۹فوق‌لیسانس ادبیاتصاحب‌امتیاز و مدیرمسئول فصلنامه ادبی سرای سپنج از اوست: ۱دلبر من فتنه‌ای دیگر به راه انداختهدیده را در دام چشمانی سیاه انداختهلشکر گیسوی

پریسا میرزاپور

متولد ۱۳۶۴ میبدلیسانس زمین‌شناسی از اوست: (میلاد سبز) می‌گفت قاصدک خبری دارد از بهشت باید تمام نذر دلم را اَدا کنم تو آمدی و نوع

رضا فتاحی اردکانی

رضا فتاحی اردکانی متخلص به (رضا)متولد: ۱۳۳۳ اردکانلیسانس ادبیات فارسی از دانشگاه اصفهان. بازنشسته آموزش‌وپرورش از اوست: (آیینهٔ دلدادگی)کاش دیگربار شیدا می‌شدمموج سرگردان دریا می‌شدمکاش

زهرا کلاته

زهرا کلاتهمتولد ۱۳۵۹ یزدشاعر و ترانه‌سرا، کارشناسی علوم تربیتیآثار منتشرشده در قالب کتاب:مجموعه ترانه برای تو می‌نویسممجموعه ترانه گلادیاتورقصهٔ کودک هتل موش‌هامجموعه شعر کودک مسافران

سید علی میری

متولد ۱۳۳۵ میبدبازنشسته آموزش‌وپرورشمجموعه اشعار ایشان بانام: در سایه آفتاب ” به زودی به چاپ خواهد رسید . از اوست : سوز قلم می‌ریزد از