مصطفی بیکی ده آبادی

متولد ۱۳۷۵ – میبد

از اوست:

به دامان تو دست صخره و دریاست میدانم

نگاهت چشمه جوشان خوبی‌هاست میدانم

 میان  خاطراتم ردپای چشم‌های تو

عبورت  در میان لحظه‌ها پیداست  میدانم

 دوباره مثل آواز چکاوک‌های  بارانی

دراهنگ  صدای تو غمی زیباست  میدانم

 بیا تا شوق  پرواز پرستوهای  من  باشی

که در پرواز  تو انگیزه‌ی فرداست میدانم

 تو جاری در هبوط لحظه‌های ناب احساسی

حضورت چشمه‌ی آرامش اینجاست میدانم

 اذان وقتی‌که جاری میشودعطرتو می‌پیچد

همه گلدسته‌ها از شوق تو برپاست میدانم

 بیا آقای من، تصویر امروز شکیبایی

که در انگیزه‌ات مهتاب این شب‌هاست میدانم

 بیا تا با تو باشم چند روزاشنایی را

 بیا ای آشنا این لحظه  بی‌همتاست میدانم

 سرم سرگشته سودای این شبهای بارانی

دلم دلواپس دل‌شوره‌ای بیجاست میدانم

 بیا خورشید من این آرزوها ازتومیجوشد

 شکوه بودنت تصویر این رؤیاست میدانم

 تمام لحظه‌هایم باغزلهایت دل‌انگیزند

وجودت آسمان آغوش تو دریاست میدانم

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

سکینه سلمانی نژاد

متولد ۱۳۵۳ ابرکوهلیسانس زبان و ادبیات فارسیمسئول انجمن ادبی پروین و ایستگاه شاعرانه ستاره‌ها اولین تجربه‌های شعری‌اش حاصل سالهای ۶۶-۶۷(دوران راهنمایی) اوست و مقام دوم

حسین میهمانپرست

متولد ۱۳۶۷ اردکانفوق‌دیپلم نرم‌افزار  از اوست : ۱ پری قصه به ناگاه دیو از آب درآمد سراب بود که از شیشه‌ی شراب درآمد به غیر

زهرا( افسانه ) فاتحی نصرآبادی

متولد ۱۳۴۹ نصرآباد تفتدکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات و پژوهشگرمجموعه شعر” برای مادرم” و ده‌ها مقاله علمی پژوهشی مندرج در مطبوعات علمی. تخصصی

سیّد محمّد میرسلیمانی

تخلص “باران”متولد اول دی‌ماه ۱۳۴۳ بافق. ساکن مشهدکارشناس ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق تألیفات:بررسی تطبیقی گمرک مسافری ایران بر اساس الحاقیه

مه ناز نوروزی

متولد ۱۳۶۳ ایذه. ساکن یزدلیسانس روانشناسیوی درزمینهٔ های: نقاشی، داستان کوتاه و شعر سپید فعالیت دارد. از اوست: ۱پدر و مادرمکودکی‌ام را با خود برده‌اندو