پریسا میرزاپور

متولد ۱۳۶۴ میبد
لیسانس زمین‌شناسی

از اوست:

(میلاد سبز)

می‌گفت قاصدک خبری دارد از بهشت

باید تمام نذر دلم را اَدا کنم

تو آمدی و نوع بشر از تو جان گرفت

شایسته است آن‌که تو را جان فدا کنم

زیباترین تجسم یک ذهن نام توست

ترجیح می‌دهم که تو را گُل صدا کنم

رؤیای خسته‌دلی مثل من شده

در صحن پاک و زلالت صفا کنم

این روزها تمام زمین سبز می‌شود

وقتش رسیده که غم را رها کنم

(رمضان)

تمام ثانیه‌هایت زلال و روحانی

و آسمانِ شبِ تو، همیشه نورانی

تمامِ سال نگاهم به راهِ آمدنت

به شوقِ آمدنِ لحظه‌های عرفانی

بهانه‌های دل من، هزار و یک رازند

دلی که خسته شده در سکوتِ ویرانی

دلم همیشه از این سفره؛ هدیه می‌خواهد

دوباره معجزهٔ عشق، دوباره مهمانی

مرور می‌کنمت تا دوباره تازه شوم

تویی که لحظه‌به‌لحظه، شبیهِ بارانی

(عشق)

وقتی‌که حرف می‌زنم از چشم‌های تو

انگار غرق بهار و طراوتم

لبریز عشق می‌شوم و محو آسمان

دیگر نیاز ندارم به ساعتم

توباتمام وجودم عجین شدی

انگیزهٔ تحملِ دردوغمم تویی

درلابلای جمعیتِ شهر؛ بازهم

فریادمیزنم که من، با تو راحَتَم

من از تو حرف می‌زنم ای بی‌تابی دلم

دلواپسم که مبادا گذر کنی

از راز سرنوشت برایم سخن مگو

طوفانِ داغِ نگاهت، برده طاقتم

من کوچ می‌کنم از این درد سرد و سخت

تا لحظهٔ شنیدنِ نامِ نابِ تو

رد می‌شوم از این‌همه بیگانگی تلخ

من می‌رسم به نقطهٔ اوج ِسعادتم

دیگر بس است ساده گذشتن از اتفاق

این بی‌قرار شدن‌ها، بهانه است

تو حرف دلم را مترجمی

فهمِ سکوتِ نگاهت، سقفِ حاجتم

(حضرت فاطمه)

پروانه‌های سیه‌پوش، تصویر نام تو هستند

بانو تمام غزل‌ها، تفسیرِ نام تو هستند

تو آشنای نسیمی، گل‌رنگ و بویِ تو دارد

حتی تمام ملائک، تعبیرِ نامِ تو هستند

یک جمله از تو نوشتن، دریایی از کلمات است

صبح و بهار و طراوت، تکثیرِ نامِ تو هستند

نور همیشگی تو، شب را به حاشیه برده

خورشید و ماه و ستاره، تأثیر نام تو هستند

بانوی صبر و نجابت، نام تو عطر بهشت است

هفت‌آسمان خدا هم درگیر نام تو هستند

به اشتراک بگذارید:

اشتراک گذاری در facebook
Facebook
اشتراک گذاری در twitter
Twitter
اشتراک گذاری در pinterest
Pinterest
اشتراک گذاری در linkedin
LinkedIn

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در همین راستا

پست های مرتبط

سکینه سلمانی نژاد

متولد ۱۳۵۳ ابرکوهلیسانس زبان و ادبیات فارسیمسئول انجمن ادبی پروین و ایستگاه شاعرانه ستاره‌ها اولین تجربه‌های شعری‌اش حاصل سالهای ۶۶-۶۷(دوران راهنمایی) اوست و مقام دوم

حسین میهمانپرست

متولد ۱۳۶۷ اردکانفوق‌دیپلم نرم‌افزار  از اوست : ۱ پری قصه به ناگاه دیو از آب درآمد سراب بود که از شیشه‌ی شراب درآمد به غیر

زهرا( افسانه ) فاتحی نصرآبادی

متولد ۱۳۴۹ نصرآباد تفتدکترای زبان و ادبیات فارسی، مدرس ادبیات و پژوهشگرمجموعه شعر” برای مادرم” و ده‌ها مقاله علمی پژوهشی مندرج در مطبوعات علمی. تخصصی

سیّد محمّد میرسلیمانی

تخلص “باران”متولد اول دی‌ماه ۱۳۴۳ بافق. ساکن مشهدکارشناس ارشد معارف اسلامی و علوم سیاسی دانشگاه امام صادق تألیفات:بررسی تطبیقی گمرک مسافری ایران بر اساس الحاقیه

مه ناز نوروزی

متولد ۱۳۶۳ ایذه. ساکن یزدلیسانس روانشناسیوی درزمینهٔ های: نقاشی، داستان کوتاه و شعر سپید فعالیت دارد. از اوست: ۱پدر و مادرمکودکی‌ام را با خود برده‌اندو