دسته‌بندی: آخرین اشعار شاعران یزد

آخرین اشعار شاعران یزد

در این آفتاب خوبتر

در این آفتاب خوبترکه هزاران رنگین کمان در انتظار توگونه های خود را رنگ می کننداز چه هراسیده ای ای ماهی کوچک؟تمام کوچه های شاد

آخرین اشعار شاعران یزد

مولاي متقيان علي (ع)

مخوان اي مرغ طبع من ، دگراز باغ وگلزاران نه از وصل و نه از هجران ، نه ازعشّاق و دلداران نه از زيبا ئي

آخرین اشعار شاعران یزد

زن در تمام زندگی مال خودش نیست

زن در تمام زندگی مال خودش نیستچون سایه پشت سر به دنبال خودش نیستحتی هوای آرزویش را ندارددنبال شادی‌ها و آمال خودش نیست دنیایی از

آخرین اشعار شاعران یزد

(پس از جدایی)

می نشینم به روی مبل اتاق وَ فرو می روم درون خودم به تو هی فکر می کنم اما غافل از افت قند خون خودم

آخرین اشعار شاعران یزد

((خلیج نگاه تو))

مینیــاتور آبی چشمت،قلـــم خستــــه را تکـــان داد و     پشت هم هی غزل تراوش کرد،واژه هایش به شب امان داد و از خلیج نگاه تو تابید

آخرین اشعار شاعران یزد

شهر من تفت

غرور وسوسه‌انگیز کوه‌هایت را به اوج منظره قله‌ها نخواهم داد چقدرشهرمن ای تفت،داغ و تب‌داری که چشمه‌های پرآبت مرا به تابم داد غروب سرخ و

آخرین اشعار شاعران یزد

چشم های عاصفی

می شدی زیباتر از گل وقت بارانی شدندر تو جاری بود احساس گلستانی شدن بود در آرامشت شور اباالفضلی نابنبض تو می زد برای خوب

آخرین اشعار شاعران یزد

تو را در خواب می بینم

اگرچه شادم‌ امّا از دل خونت نسب دارمکه پشت هر دعای خیر، آهی زیر لب دارم تو را در خواب می بینم که در آغوش

آخرین اشعار شاعران یزد

معرکه عشق

باران خبر از معرکه‌ی عشق رساندهشور غزلی را به دل شهر کشانده از شیشه‌ی عطری که غریبانه شکستهخون در رگ این خاک پر از زخم